گیلان سرزمین آئین‌ها و نمایش‌های سنتی

گیلان سرزمین آئین‌ها و نمایش‌های سنتی

گیلان سرزمین آئین‌ها و نمایش‌های سنتی

رسوم و خصلت‌های فرهنگی گیلانیان با توجه به تعدد قومی و گوناگونی لهجه‌ها بسیار زیاد است و به این دلیل گیلان را می‌توان سرزمین آئین‌ها و نمایش‌های سنتی دانست.

رسوم و خصلت‌های فرهنگی گیلانیان با توجه به تعدد قومی و گوناگونی لهجه ها بسیار زیاد است و در مناطق مختلف استان گیلان این مراسم با شیوه های خاصی انجام می‌شود، به این دلیل گیلان را می‌توان سرزمین آئین‌ها و نمایش‌های سنتی دانست.

نمایش های سنتی و مردمی استان گیلان هنوز هم دارای طرفداران زیادی است که در این گزارش به اختصار از این سنت‌ها و آیین‌ها می‌خوانیم:

خیمه شب بازی:

خیمه شب بازی تا حدود چهل سال پیش در شهر های گیلان معمول بود و آن را گوشی می‌نامیدند و خیمه شب بازان گیلان دوره گرد بودند و مرکزشان شهر رشت بود و عروسکهاشان را به بازارهای هفتگی می بردند و به نمایش می‌گذاشتند.

آهو چره:

بازی آهو چره تا حدود بیست سال پیش در منطقه شرق گیلان در شمار بازی ها و نمایش های مقدمه نوروز انجام می‌شد.در گروه آهو چره که شامل سه نفر، بازیگر نقش آهو،شعرخوان وتوبره کش  است.

محوربازی ،آهو است که با وسایل مختلف، چیزی شبیه سر آهو یا بز درست می کردند. برایش شاخ و با مهره شیشه‌ای چشم می گذاشتند. زنگوله به آن می آویختند و آن را به سر چوبی قرار می‌دادند.

بازیگر نقش آهو کیسه یا گونی پارچه روی سر می کشید، تا بدنش پیدا نشود و از داخل آن کله آهو را که روی چوبی قرار داشته، بیرون می‌آورد.

این مراسم به شماره 237 در تاریخ 25 خرداد 90 در فهرست آثار معنوی کشور به ثبت رسیده است.

آینه تکم:

تا یکی دو دهه پیش در غرب گیلان و حدود شهرستان‌های آستارا و تالش تکم چی ها از جمله پیام آوران نوروز بودند .

تکم چی ها از اردبیل به این حدود می آمدند و گاهی تا حدود بندرانزلی و رشت هم می رفتند. کارشان گونه ای نمایش عروسکی آئینی بود.

بند بازی:

بند بازی یا به اصطلاح مردم گیلان لافند بازی از نمایش های سنتی زنده و محبوب مردم است که با دیگر سنت های محلی آمیختگی زیاد پیدا کرده است. و در نوروز ، مراسم عروسی و جشن های دیگر و در بازارهای هفتگی تماشاگران زیادی دارد.

کشتی گیله مردی:

این ورزش سنتی در گیلان در هفته بازارها و در مراسم عروسی سنتی و در کنار روستاها و شهرهای کوچک برگزار می‌شود.

میدان مصف پهلوانان فضای وسیعی است که « سبزه میدان » یا « سیمبر» نیز نامیده می شوند،  تازه کاران را « نوچه» و به اصطلاح محلی « تنگوله» می‌نامند و کشتی گیران میدان دیده و کار آزموده را « پهلوان» خطاب می‌کنند و درهرمحله و روستا نیز یکی از پهلوانان پیش کسوت, عنوان « سر پهلوان» را دارد. این مراسم در فهرست آثار معنوی کشور به ثبت رسیده است.

نوروزی خوانها:

نوروزی خوانها که در گذشته خبردهندگان و پیام آوران نوروز بودند، امروزه در بسیاری از مناطق روستایی و کوهستانی گیل و دیلم کار خود را ادامه می‌دهند.

نوروزی خوانها معمولاً در شب حرکت می‌کنند و فانوس و چراغی همراه دارند و از فانوس برای دیدن راه و از چماق برای زدن حیواناتی نظیر سگها و شغالها استفاده می‌کردند و از محله‌ای به محله دیگر و از خانه ای به خانه ی دیگر سر می زدند.

نوروزی خوانها در جلوی هر خانه شعرهایی برای خوشامد صاحبخانه می‌خواندند، مثلاً دعا می‌کردند پسرهای خانه داماد شوند و روزی سعادت و نیکبختی برای اهل خانه آرزو می‌کردند که صاحب خانه ها هم هدیه ای مانند تخم مرغ، برنج، شیرینی و پول به نوروزی خوانها می‌دادند.

این آئین در فهرست آثار معنوی کشور به ثبت رسیده است .

عروس گوله:

نمایش "عروس گوله" ریشه در سنت‌های نمایشی اسطوره‌های کهن مربوط به آغاز بهار دارد که در آن نمادهای سال کهنه و نو با هم به ستیز برمی‌خیزند. عروس گوله بیشترین نقش را در شکل گیلانی روایت پیش‌آهنگان بهار موسوم به عمو نوروز برعهده دارد.

گروه "عروس گوله" یا عروسی گوله از جمله پیش‌آهنگان نوروز در استان گیلان است که "غول"، "پیر بابو" و "ناز خانم" ایفاگران نقش‌های اصلی نمایش آن هستند و اغلب در ایام نوروز و پیش از آن، نمایش‌های جذابی برای عموم اجرا می‌کنند.

این مراسم نیز به شماره 136 در تاریخ 5 خرداد 89 در فهرست آثار معنوی کشور به ثبت رسیده است .

عیار آتشباز:

آتشبازها نیز همانند نوروزی خوانها و گروه های عروس گوله در مقدم بهار کوچه ها و محلات گیلان را پر از شادی می کردند. آتشبازها هم باصورت سیاه کرده از دوده ، در کوی و برزن به آتشبازی می پرداختند و در شادی این شبها سهمی داشتند.

چهارشنبه سوری:

نام گیلانی این رسم « کولی کولی چهارشنبه » است، در ماسال و آبادی‌های جنگلی اطراف آن و کوهستانهای تالش  به طرف قبله هفت جا پشته های کاه می گذارند و هنگام غروب آتش می زنند.

سپس از روی آن می پرند و عده ای با تفننگ شلیک می کنند.رسم است در زیر این آتش هفت گمج گذاشته که درون هر کدام ماهی قرار داده اند .

پس از خاموش شدن آتش ها این هفت گمج را به نیت برآورده شدن حاجت به درب هفت همسایه نیازمند می رسانند.

در همین شب دختران دم بخت را با جارو می زدند تا هرچه زودتر به خانه بخت برود .

درختانی که بارآور نبودند نیز با تبر چند ضربه می زدند و یک نفر میانجی می شد تا درخت بریده نشود . سال دیگر درخت بار آور می شد.

همین کار را با حیوانی که بچه زا نبود می کردند و به گردنش ریسمانی می آویختند و به قصد فروش می‌کشیدند و کسی میانجی می‌شد تا سال دیگر بچه به دنیا آورد.

شکستن ظروف معیوب و خرید آینه و اسپند  از دیگر رسوم این شب بود.

سیزده نوروز:

در روز «سیزده بدر» مردم سرزمین گیل و دیلم به صورت گروهی، چند خانوار غذای ظهر را آماده می کنند و آجیل و خوردنی‌های سفره هفت سین را با خود برداشته و به دامان صحرا و طبیعت می‌روند و سبزه هفت سین را با خود برداشته و به آب روان رودخانه ها می‌سپارند و به بازی کردن و دویدن، تاب خوردن، شوخی کردن و گره زدن سبزه می پردازند.

همچنین اعتقاد دارند که اگر 13 عدد سنگ را در روز «سیزده بدر» به رودخانه بیاندازند، حاجت آنها برآورده می‌شود.

در روستاهای لیل، خرما، اطاقور، حاجی سر لنگرود و بسیاری از روستاهای جنگلی، صبح روز سیزده بدر مردم و جوانان غذای ناهار خود را برداشته و با تفنگ و داس، تبر و سگهای شکاری در میدان ده جمع می شدند و با هم به شالیزارها می رفتند و با سر و صدای شلیک گلوله گرازها را از اطراف روستاها دور می کردند.

در روستاها تعدادی از افراد، موسیقی محلی را با سرنا و نقاره می نواختند و بدین ترتیب جشن وشادمانی را به روستاها می آوردند که هنوز در بعضی از مناطق این آداب تا حدودی اجرا می شود ولی بطور کلی تعداد آنها نسبت به گذشته کم شده است.

تیرماسینزه:

از آئین‌های سنتی شرق گیلان و مازندران است،که مبتنی بر گاهشماری محلی این مناطق بوده و این مراسم در بیست و هفتم آبان ماه شمسی بعد از غروب آفتاب برگزار می‌شود.

در این شب تمامی اعضای خانواده در خانه بزرگ فامیل یا شخص خاصی که از قبل مشخص کرده اند می روند و مراسم خاص آن شب را برگزار می‌کنند و این مراسم به شماره 236 در تاریخ 25 خرداد 90 در فهرست آثار معنوی کشور به ثبت رسیده است.

شب چله:

شب نخست زمستان و به اصطلاح شب چله از شبهای مشخص در گردش یک سال خورشیدی است و شب چله در گیلان تفاوت چندانی با سایر نقاط ایران ندارد.

در برخی نقاط گیلان این باور وجود دارد همه آبهای جهان در لحظه‌ای نامعین در این شب می‌بندد و هر کس آن لحظه را دریابد، هر مرادی داشته باشد و از خدا بخواهد ، حاصل می‌شود.

عروس بران:

بردن عروس به خانه داماد را به اصطلاح گیشه بری می‌گویند ،که با هیجان ترین قسمت از مراسم عروسی و نقطه اوج این مراسم است. در این هنگام صدای سازو نقاره, ترانه خوانی و مبارکباد فضا را آکنده می‌کند.

اما گویی درضمیرفرهنگ جامعه نیز ، همانند عروس که دارای دلی نگران و غم اندوه خداحفظی از دوران کودکی و نوجوانی خود در خانه پدر است, دل نگرانی و تشویش وجود دارد و بنا به رسم، به صورتهای مختلف برای عروس بخت و اقبال خوب آرزو می‌کنند.

علم واچینی:

علم بندی و علم واچینی از رسم های بسیار کهن و رایج در گیلان است که نشان از تاریخ و یادگاری های گذشته ی این سرزمین دارد و به صورت سنتی ، نیمه سنتی و مذهبی برگزار می‌شود. 

مراسم علم واچینی گیلان به عنوان نخستین اثر میراث معنوی استان در تاریخ 29 اردیبهشت 89 و با شماره 106 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است .


مطالب مرتبط